ابن قضیب البان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابن قضیب البان . [ اِ ن ُ ق َ بِل ْ ] (اِخ ) محمدبن عبدالقادربن محمد حجازی حلبی حنفی . ادیبی فاضل، و پدر او نقیب اشراف حلب بوده . مولد محمد مکه ٔ معظمه ١٠٠١ هَ .ق . از آنجا بحلب هجرت کرد و چندی قضای اریحا داشت . او زبان فارسی و عربی و ترکی را نیکو میدانست و بهر سه زبان رسائل و اشعار رائقه دارد. وفات او بحلب به سال ١٠٦٩ بوده است . (از خلاصةالاثر محبی ).
ابن قضیب البان . [ اِ ن ُ ق َ بِل ْ ] (اِخ ) السید عبداﷲبن محمد حجازی . از متأخرین شعرای عرب . قصیده ٔ دالیّه ٔ او در مدح رسول صلوات اﷲعلیه مشهورو سایر اشعار او مطبوع و مرغوب فیه است و او را دیوانی است . مدیحه ٔ دالیّه ٔ او به بیت ذیل آغاز می شود: اهلاً بنشر من مهب زرود احیی فؤاد العاشق المنجود. شیخ عثمان عریانی این قصیده را شرح و شیخ امین جندی تخمیس کرده است . وفات او به سال ١٠٩٦ هَ .ق . بوده است .