ابن ناظم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابن ناظم . [ اِ ن ُ ظِ ] (اِخ ) بدرالدین محمدبن محمدبن مالک .ادیب نحوی، فرزند ابن مالک صاحب الفیه . او علاوه بر ادب در فقه و اصول نیز دست داشت . و علوم ادبیه را درشام نزد پدر آموخت و پس از نقار و کدورتی میان پسر و پدر به بعلبک رفت و بتدریس اشتغال ورزید و پس از مرگ ابن مالک مردم دمشق او را بخواندند و کار پدر بدوتفویض کردند. او الفیه و بعض کتب دیگر ابن مالک را شرح کرده است . وفات وی به سال ٦٨٦ هَ . ق . بوده است .