ابن نجار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابن نجار. [ اِ ن ُ ن َج ْ جا ] (اِخ ) ابراهیم بن سلیمان . شاعر و ادیب و محدث . مولد به دمشق به سال ٥٩٠ هَ . ق . او بحلب و بغداد و اسکندریه رفت و مدتی کاتب امجد صاحب حلب و چندی نقیب الاشراف اسکندریه بود. اشعار و رسائلی ازو مانده است .
ابن نجار. [ اِ ن ُ ن َج ْ جا ] (اِخ ) حافظ محب الدین ابوعبداﷲ محمدبن محمودبن حسن بن هبةاﷲ. ادیب و مورخ و محدث . مولد او بغداد به سال ٥٧٨ هَ . ق . مدت بیست وهفت سال بسفرهای علمی و بسیاحت گذرانید و بسیاری از بلاد اسلام را بدیدو درک صحبت عده ای عظیم از اساتید کرد. او راست : ذیلی طویل بر تاریخ بغداد خطیب و از تألیفات دیگر اوست : القمرالمنیر فی المسندالکبیر. کنزالانام فی معرفة السنن والاحکام . المتفق و المفترق . نسبة المحدّثین الی الاَّباء و البلدان . العوالی . المعجم . جنةالناظرین فی معرفة التابعین . الکمال فی معرفة الرجال . العقدالفائق فی عیون اخبار الدنیا و محاسن تواریخ الخلائق . الدرةالثمینه فی اخبار المدینه . نزهةالوری فی اخبار ام ّالقری . روضةالاولیاء فی مسجد ایلیا. الازهار فی انواع الاشعار. سلوةالوحید و غررالفوائد. مناقب الشافعی . الزهر فی محاسن شعراء اهل العصر. نشوان المحاضره . نزهةالطرف فی اخبار اهل الظرف . اخبارالمشتاق فی اخبار العشاق . الشافی فی الطب . وفات او به سال ٦٤٣ بوده است .
ابن نجار. [ اِ ن ُ ن َج ْ جا ] (اِخ ) ابوالحسین محمدبن جعفربن محمد تمیمی کوفی . مورخ و نحوی . مولد او به سال ٣٠٣ هَ . ق . در کوفه . وی از شاگردان ابن درید و نفطویه است . او راست کتابی در تاریخ کوفه و کتابی در نحو. وفات در ٤٠٢.