ابناخون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابناخون . [ اَ ] (اِ) حصار. (فرهنگ اسدی ). حصار و قلعه و جای محکم . (برهان ) : ز سوی هند گشادی هزار نر کستان [ کذا ] ز سوی سند گرفتی هزار ابناخون . بهرامی . بتقدیم نون بر باء نیز بنظر رسیده است . (برهان ). و در نسخه ای از فرهنگ اسدی انباجون . و جز بیت فوق مثالی دیده نشده است .