ابوالبختری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابوالبختری . [ اَ بُل ْ ب َ ت َ ] (اِخ ) وهب بن وهب بن کثیربن عبداﷲ قرشی . ربیب حضرت امام جعفر صادق علیه السلام . هارون خلیفه او را قضای عسکر مهدی داد و سپس بقضای مدینةالرسول مأمور گشت و پس از آن عزل و به بغداد باز گردید و تا آخر عمر بدانجا ببود. او مردی کریم و خوش طبع بود و شعرا او را مدح کرده و صلت و انعام یافته اند. لکن بضعف روایت خاصه در منقولات خویش از حضرت صادق متهم است و شهید ثانی در درایه او را نام برده ونمونه ای از وضع و جعل او را برای خوش آمد خلیفه آورده است . او را کتابی چند است و اسامی آن در فهرست ابن الندیم مذکور است . وفات او به سال ٢٠٠ هَ . ق . است .
ابوالبختری . [ اَ بُل ْ ب َ ت َ ] (ع اِ مرکب )مار. حیه . (المزهر). ◄ سگ . (مهذب الاسماء). ◄ کراخک . (در نسخه ای از مهذب الاسماء).