ابوالحسن خرقانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابوالحسن خرقانی . [ اَ بُل ْ ح َ س َ ن ِ خ َ رَ ] (اِخ ) علی بن جعفر یا احمد. از مردم خرقان بسطام . یکی از مشایخ کبار صوفیه . تولد او در ٣٥٢ و وفات روز سه شنبه دهم محرم ٤٢٥ هَ . ق . به هفتادوسه سالگی . کرامات بسیار از او نقل کنند. و بعضی گفته اندخرقان از قراء سمرقند است . دو رباعی ذیل از اوست : آن دوست که دیدنش بیاراید چشم بی دیدنش از گریه نیاساید چشم ما را ز برای دیدنش باید چشم گر دوست نبیند بچه کار آید چشم . # # # اسرار ازل را نه تو دانی ّ و نه من وین حرف معما نه تو خوانی ّ و نه من هست از پس پرده گفتگوی من وتو گر پرده برافتد نه تو مانی ّ و نه من . و رجوع به ابوالحسن علی بن جعفر شود.