ابوالدر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابوالدر. [ اَ بُدْ دُرر ] (اِخ ) لؤلؤبن ابی الکرم بن لؤلؤ عقری دسکوری . رجوع به لؤلؤ... شود.
ابوالدر. [ اَ بُدْ دُرر ] (اِخ ) یاقوت بن عبداﷲ حموی رومی . متوفی ٦٢٦هَ . ق . در باب علم الخط از کشف الظنون ذکر او آمده است و نمیدانم کدام یک از موسومین به نام یاقوت است .
ابوالدر. [ اَ بُدْ دُرر ] (اِخ ) یاقوت بن عبداﷲ رومی، ملقب به مهذب الدین مولی ابی منصور الجیلی . شاعر و کاتب مشهور. رجوع به یاقوت بن عبداﷲ شود.