ابوالسوار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابوالسوار. [ اَ بُس ْ س ِ ] (اِخ ) رجوع به ابوالاسوار شود.
ابوالسوار. [ اَ بُس ْ س ِ ] (اِخ ) حسان بن حریث العدوی . از بنی عدی بن زید مناة وبعضی نام او را حریث بن حسان گفته اند. محدّث است . اوبه اسناد از علی بن ابیطالب علیه السلام و عمران بن حصین روایت کرده است و ابوالسوار به حلم و بردباری معروف است گویند وقتی براه مردی بایذاء و آزار وی آغازیدو تا در خانه ٔ وی از اذیّت بازنایستاد چون ابوالسوار به خانه درآمد گفت گمان کنم بسنده باشد. و دیگر گویند مردی او را دشنام برشمرد و او گفت اگر چنین است بد مردی که منم . رجوع به صفةالصفوة ج ٣ ص ١٥٢ شود.
ابوالسوار. [ اَ بُس ْ س ِ ] (اِخ ) سلمی . از ابوحاضر روایت کند.