ابوالعاص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابوالعاص . [ اَ بُل ْ ] (اِخ ) لقیط یا مهشم یا هشم بن ربیعبن عبدالعزی بن عبد شمس بن عبدمناف خواهرزاده ٔ خدیجه زوجه ٔ رسول . او پیش از بعثت شوی زینب بنت الرسول علیهماالسلام بود و او را اجروالبطحا گفتندی . و در غزوه ٔ بدر با مشرکین به حرب رسول شد و اسیر گردید و آنگاه که مشرکین اسیران خویش باز میخریدند زینب قلاده ای که از مادر خود خدیجه بیادگار داشت بفدیه برسول فرستاد و پیامبر صلوات اﷲ علیه آن قلاده بشناخت و بخشایش آورد و به صحابه گفت اگر خواهید اسیر زینب را بی فداء باز مکه فرستید و صحابه رضا دادند و رسول صلوات اﷲعلیه زید را با قلاده بمکه رجعت داد با این پیمان که زینب را بمدینه گسیل کند. او بشرط وفا کرد و زینب را روانه کرد و خود در سال هفتم هجرت بمدینه شد و مسلمانی گرفت و رسول پس از قبول اسلام، زوجه ٔ او بوی بازداد. وفات او به سال ١٢ هجری بود. رجوع به حبیب السیر ج ١ ص ١٣٧ و ١٤٨ شود.
ابوالعاص . [ اَ بُل ْ] (اِخ ) ابن ربیع. رجوع به ابوالعاص لقیط... شود.
ابوالعاص . [ اَ بُل ْ ] (اِخ ) مهشم بن ربیع. رجوع به ابوالعاص لقیط... شود.