واژه جو

ابوالعسکر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابوالعسکر. [ اَ بُل ْ ع َ ک َ ] (اِخ ) برادر عیسی مغرور. وی بزمان مسعود غزنوی پس از عصیان برادر از دست مسعودحکومت مکران یافت . رجوع به تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٥٤، ٦٢، ٦٣، ٢٤٠، ٢٤١، ٢٤٢، ٢٤٣، ٢٤٤، ٢٥٠ و ٤٣٧ شود.

معنی ابوالعسکر | واژه جو