واژه جو

ابوالکمیت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابوالکمیت . [ اَ بُل ْ ک ُ م َ ] (اِخ ) راشد. تابعی است . وی صحبت ابن عمر دریافته و یک حدیث روایت کرده است .

ابوالکمیت . [ اَ بُل ْ ک ُ م َ ] (اِخ ) الصقیل العقیلی . یکی از فصحای عرب است . (ابن الندیم ).

معنی ابوالکمیت | واژه جو