ابوحامد اسفراینی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابوحامد اسفراینی . [ اَ م ِ دِ اِ ف َ ی ِ ] (اِخ ) احمدبن ابی طاهربن محمدبن ابی طاهر اسفراینی . فقیه شافعی که ریاست دین و دنیا در بغداد بدو منتهی گشت . بیش از سیصد فقیه بدرس او حاضر می آمدند. او فقه از ابوالحسن بن مرزبان و سپس ابوالقاسم دارکی فراگرفت . مردم روزگار او بر تقدم وی در جودت نظر همداستان بودند. خطیب در تاریخ بغداد آرد که ابوحامد روایت قلیلی از عبداﷲبن عدی و ابوبکر اسماعیلی و ابراهیم بن محمدبن عبدل اسفراینی و غیر آنان دارد و در روایت ثقه است و من او را بارها دیدم و در تدریس او بمسجد عبداﷲبن مبارک که در صدر قطیعةالربیعواقع است حاضر آمدم و شنیدم که می گفتند نهصد تن با هم در درس او حاضر آیند و مردم می گفتند که اگر شافعی این پیرو مذهب خویش بدیدی بسی بر خود بالیدی . و شیخ ابواسحاق در طبقات گوید که ابی الحسین قدوری حنیفی وی را بزرگ داشتی و بر هر کس تفضیل نهادی و وزیر ابوالقاسم مرا گفت که قدوری گوید که ابوحامد در اعتقاد من افقه از خود شافعی است . ولادت ابوحامد به سال ٣٤٤ هَ . ق . بود و در سال ٣٦٣ یا بقول خطیب در سال ٣٦٤ به بغداد شد. و از سال هفتاد تا گاه مرگ بدانجا تدریس کرد. او راست تعلیقاتی بر مختصر مزنی . و در مذهب او راست : کتاب التعلیقةالکبری، و نیز کتاب البستان از تآلیف اوست و آن کتابی خرد است . گویند فقیهی در مجلس مناظره نسبت به ابوحامد اطاله ٔ لسان کرد و شبانگاه بتمهید عذر بحجره ٔ وی شد و پوزش طلبید. ابوحامد گفت : جفاء جری جهراً لدی الناس و انبسط و عذرٌ اتی سراً فاکّد ما فرط و من ظن ان یمحو جلی ّجفائه خفی اعتذار فَهْوَ فی اعظم الغلط. وفات او در شوال ٤٠٦ به بغداد بود و تن او در خانه ٔ او بخاک سپردند و امام ابوعبداﷲبن المهتدی خطیب جامع منصور بر وی نماز کرد و روز وفات او در عظمت حزن و کثرت نوحه و گریه از روزهای مشهور بغداد است . در سال ٤١٠ جسد او را بباب حرب نقل کردند.