ابود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابود. [ اُ ] (ع اِ) ج ِ اَبَد.
ابود.[ اُ ] (ع مص ) برمیدن . رمیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار). وحشی شدن . (زوزنی ). وحشت گرفتن، چنانکه بهیمه . ◄ مقیم شدن بجای . (دهار) (تاج المصادر بیهقی ). بجائی مقیم شدن . (زوزنی ). ایستادن . استادن . اقامت کردن . ◄ گفتن شعری مشکل که معنی آن دانسته نمیشود. ◄ جاودانه شدن .