ابورهم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابورهم . [ اَ رُ ] (اِخ ) ابن عبدالعزی . دومین شوی ام ّالمؤمنین میمونه پیش از تزویج با رسول اﷲ صلوات اﷲعلیه . رجوع به ص ١٤٨ حبیب السیر ج ١ شود.
ابورهم . [ اَ رُ ] (اِخ )ابن قیس اشعری . صحابی و برادر ابوموسی اشعری است .
ابورهم . [اَ رُ ] (اِخ ) ابن مطعم ارحبی . صحابی و شاعر است .