ابوزیاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابوزیاد. [ اَ ] (ع اِ مرکب ) خر. (مهذب الاسماء) (السامی فی الاسامی ). حمار. (المزهر). الاغ . اولاغ . درازگوش . چاروا.
ابوزیاد. [ اَ ] (اِخ ) پیشوای فرقه ٔ جارودیّه، یکی از فِرَق پنجگانه ٔ زیدیه . (از بیان الادیان ).
ابوزیاد. [ اَ ] (اِخ ) ابن براء الکلابی . یکی از فصحای عرب است . (ابن الندیم ). و رجوع به ابوزیاد اعرابی شود.