واژه جو

ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۱۸۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای با رخت انوار مه و خور همه هیچ با لعل تو سلسبیل و کوثر همه هیچ بودم همه بین، چو تیزبین شد چشمم دیدم که همه تویی و دیگر همه هیچ

معنی ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۱۸۱ | واژه جو