واژه جو

ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۲۲۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

کی حال فتاده هرزه گردی داند بی‌درد کجا لذت دردی داند نامرد به چیزی نخرد مردان را مردی باید که قدر مردی داند

معنی ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۲۲۹ | واژه جو