واژه جو

ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۲۸۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

عاشق که غم جان خرابش نرود تا جان بود از جان تب و تابش نرود خاصیت سیماب بود عاشق را تا کشته نگردد اضطرابش نرود

معنی ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۲۸۷ | واژه جو