ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۵۴۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای نه دله ده دله هر ده یله کن صراف وجود باش و خود را چله کن یک صبح با خلاص بیا بر در دوست گر کام تو بر نیامد آنگه گله کن
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای نه دله ده دله هر ده یله کن صراف وجود باش و خود را چله کن یک صبح با خلاص بیا بر در دوست گر کام تو بر نیامد آنگه گله کن