ابوشبل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابوشبل . [ اَ ش ِ ] (ع اِ مرکب ) اسد. (المزهر). شیر.
ابوشبل . [ اَ ش ِ ] (اِخ ) صحابی است .
ابوشبل . [ اَ ش ِ ] (اِخ ) عقیلی . موسوم به خلیج . یکی از فصحای اعراب . او بخدمت رشید خلیفه رسیده و از پیوستگان برامکه است . و از او است کتاب النوادر. (ابن الندیم ). و در موضع دیگر ابن الندیم گوید ابوشبل عقیلی مملوک، شاعری قلیل الشعر است و در نسخه ٔ چاپ مصر بجای ابوشبل عقیلی موسوم به خلیج ابوشبلی عقیلی آمده است .