ابوطالوت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابوطالوت . [ اَ ] (اِخ ) او از انس بن مالک روایت کند.
ابوطالوت . [ اَ ] (اِخ ) او از ابی امامه و از او ابوالهندی روایت کند.
ابوطالوت . [ اَ ] (اِخ )عبدالسلام بن ابی حازم شداد غنوی . از روات حدیث است .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابوطالوت . [ اَ ] (اِخ ) او از انس بن مالک روایت کند.
ابوطالوت . [ اَ ] (اِخ ) او از ابی امامه و از او ابوالهندی روایت کند.
ابوطالوت . [ اَ ] (اِخ )عبدالسلام بن ابی حازم شداد غنوی . از روات حدیث است .