ابوعامر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابوعامر.[ اَ م ِ ] (اِخ ) احمدبن عبدالملک احمدبن عیسی بن شهید. رجوع به ابوعامربن شهید و رجوع به احمد... شود.
ابوعامر. [ اَ م ِ ] (اِخ ) احمدبن عبدالملک اندلسی قرطبی . رجوع به احمد... شود.
ابوعامر. [ اَ م ِ ] (اِخ ) احمدبن عبدالملک بن عمر. رجوع به احمد... شود.