ابوعبدالرحمن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابوعبدالرحمن .[ اَ ع َ دِرْ رَ ما ] (اِخ ) طاوس بن کیسان یمانی یکی از ابناء فارس و اعیان تابعین است و فتاوی او در فقه مذکور و مشهور است . او درک صحبت ابن عباس و ابی هریره کرده و از آن دو حدیث شنیده است و به سال ١٠٦ هَ . ق . در مکّه درگذشته است . و رجوع به طاوس ... شود.
ابوعبدالرحمن . [ اَع َ دِرْ رَ ما ] (اِخ ) شرحبیل الجعفی . صحابی است .
ابوعبدالرحمن . [ اَ ع َ دِرْ رَ ما ] (اِخ ) شامی . عبداﷲبن سعد. از روات حدیث و تابعی است و بزمان ولیدبن عبدالملک درگذشت وی در جنگ صفین در رکاب امیرالمؤمنین علی علیه السلام بود سپس به طریقه ٔ عثمانیان رفت و برعلی علیه السلام خرده میگرفت . (الکنی للدولابی ).