ابوعبس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابوعبس . [ اَ ع َ ] (اِخ ) ابن جبر. صحابی است .
ابوعبس . [ اَ ع َ ] (اِخ ) ابن محمدبن ابی عبس بن جبر الانصاری . پسر او عبدالمجید از وی روایت کند.
ابوعبس . [ اَ ع َ ] (اِخ ) عبدالرحمن بن ابی جبر. یا جابربن عمروبن زید انصاری حارثی . صحابی است . بدر ومشاهد دیگر را دریافت و به سال ٣٤ هَ . ق . در هفتادسالگی درگذشت . و او پیش از اسلام کتابت عربی میکرد.