واژه جو

ابومیه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابومیه . [ اَ ؟ ی ی َ ] (اِخ ) رجوع به تاریخ الحکمای قفطی چ اروپا ص ٣٢٥ س ١١ شود.

معنی ابومیه | واژه جو