واژه جو

ابونصیر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابونصیر. [ اَ ن َ ] (اِخ ) حافظالدین (خواجه ...). رجوع به حافظالدین .... شود.

ابونصیر. [ اَ ن َ ] (اِخ ) محدث است . او از ابی سعید و از او ابراهیم بن یزید کوفی روایت کند.

معنی ابونصیر | واژه جو