واژه جو

ابوکان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابوکان . [ اَ ] (اِخ ) ابن دواخان بن براق خان بن ییسون دوابن موتوکان بن جغتای بن چنگیز. پدر ییسون تیمور و جهانگشای . رجوع به حبیب السیر ج ٢ ص ٣٠ و ٣١ شود.

معنی ابوکان | واژه جو