واژه جو

اتاوات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اتاوات . [ اِ ] (ع اِ) ج ِ اِتاوَه : حق انعام آن دولت فراموش کرد و در انفاذ وظایف حمول و اتاوات به حضرت بخارا تقاعد و ابطا نمود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). در اکتساب خیرات و احتساب مبرات و رعایت رعیت و طرح اتاوات ... بر عمیدالجیوش بیفزود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).

معنی اتاوات | واژه جو