واژه جو

اتبال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اتبال . [ اِ ] (ع مص ) تباه کردن دل بدوستی . (مجمل اللغه ). تباه کردن دوستی و بیمار کردن آن دل کسی را. (منتهی الارب ). فانی و فاسد کردن دوستی کسی را. ◄ بردن خرد. ◄ دشمن داشتن . ◄ تباه کردن زمانه کسی را. (منتهی الارب ). نیست کردن روزگار چیزی را. (تاج المصادر بیهقی ).

معنی اتبال | واژه جو