واژه جو

اتخام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اتخام . [ اِت ْ ت ِ ] (ع مص ) تخمه زده گردیدن از طعام .

اتخام . [ اِ ] (ع مص ) ناگوار آوردن طعام . (زوزنی ). ناگوار شدن . (زوزنی ). ناگوار آوردن طعام . (تاج المصادر بیهقی ). ابشام . به تخمه بردن . تخمه پیدا کردن طعام .

معنی اتخام | واژه جو