واژه جو

اتشاق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اتشاق . [ اِت ْ ت ِ ] (ع مص ) قدید کردن . (زوزنی ) (تاج المصادر). قاق کردن . قدید و وشیق کردن گوشت . بدرازا بریدن و خشک کردن گوشت . یکجوش قدید کردن گوشت توشه را.

معنی اتشاق | واژه جو