اتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اتن . [ اُ ت ُ ] (اِخ ) (دُ نوردهایم ) یکی از سلاطین ساکسنی . او در اول از جانب ((آنیس )) مادر وصی ّ هانری چهارم امپراطور آلمان به حکومت باویر منصوب شد (در ١٠٥٦ م .) سپس در سال ١٠٦٢ بر او عصیان ورزید و امپراطوری آلمان را ضبط کرد و آنگاه که هانری بسن رشد رسید او را از حکومت باویر نیز عزل کرد و سپس مصالحه ای مابین آنان رفت و بمقام وکالت امپراطوری در ساکس معین شد و آنگاه که امپراطوری به رودلف رسید بار دیگر اُتُن طغیان آغاز کرد (١٠٨٠ م .) و در جنگی مغلوب و مقتول شد.
اتن . [ اُ ت ُ ](اِخ ) فردریک لوئی . پادشاه یونان منسوب بخاندان باویر. مولد او در ١٨١٥ م . او در هفده سالگی در ١٨٣١ بحکمرانی یونان تعیین شد. سه سال به نیابت او مجلسی مرکب از رجال باویر حکومت می کردند و سپس در ٢٠ سالگی خود زمام امور بدست گرفت و وفات او به سال ١٨٦٧ بود.
اتن . [ اُ ت ُ ] (اِخ ) (دُ ویتلسباخ ) دوک باویر و جدّ اعلای سلاطین باویر است . او از ١١٨٠ تا ١١٨٣ م . بدانجا حکم رانده است .