اتون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اتون . [ اَت ْ تو / اَ ] (معرب، اِ) (معرب از فارسی ) تون . گلخن . آتون . (زمخشری ). گلخن گرمابه . ◄ تنور گچ پز و نان پز. کوره ٔ آهک پزان . ◄ آتشدان آهنین . ◄ الأتون ...یستعار لما یطبخ فیه الاَّجر و یقال له بالفارسیة خمدان و تونق و اشوزن . (المغرب مطرزی ). ج، اُتن، اتاتین . اتونی بمعنی گلخن تاب منسوب بدانست . (منتهی الارب ).
اتون . [ اُ ] (ع مص ) اَتن . مقیم شدن . ◄ ثابت شدن بجائی .