اتیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) آوردن.<BR>۲- مانند و نظیر چیزی را آوردن.<BR>۳- (مص ل.) انجام دادن.<BR>۴- آمدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اِ) [ ع. ] ۱- (مص م.) آوردن. ۲- مانند و نظیر چیزی را آوردن. ۳- (مص ل.) انجام دادن. ۴- آمدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اتیان . [ اِت ْ ] (ع مص ) آمدن . (زوزنی ). ◄ آرمیدن با زن . ◄ بودن . ◄ آوردن . ♦ اتیان بمثل ؛ نظیر و شبیه آوردن چیزی را. ◄ کردن کاری را : به ترک شر و به اتیان خیر دارم امر همه مخالف امر است ترک و اتیانم . سوزنی . ◄ هلاک کردن . ◄ نزدیک رسیدن بلا یا دشمن کسی را. ◄ ارتکاب . ارتکاب ذنوب . ♦ اتیان البهائم ؛ مجازات این اتیان تعزیر است . (اصطلاح فقه ).