اثبجرار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اثبجرار. [ اِ ب ِ ] (ع مص ) از بیم بایستادن . ◄ سرگشته گردیدن . ◄ رمیدن . ◄ سست و برخاسته خاطر شدن از کار بی آنکه انقطاع کند. ◄ بازگردیدن بشتاب . ◄ اثبجر القوم فی مسیر؛ شک نمودند و متردد شدند در سیر. ◄ اثبجر الماء؛ روان شد آب . (منتهی الارب ).