اثخان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اثخان . [ اِ ] (ع مص ) مبالغه کردن (در چیزی ). (منتهی الارب ). ◄ بسیار بکشتن . (تاج المصادر): اثخن فی العدوّ؛ بسیارکشت دشمنان را. (منتهی الارب ). ◄ غلبه کردن . و قوله تعالی : حتی اذا اثخنتموهم (قرآن ٤/٤٧)؛ ای غلبتموهم و کثر فیهم الجراحة. (منتهی الارب ). ◄ سست کردن جراحت کسی را. (تاج المصادر): اثخنته ُ الجراحة؛ سست گردانید او را جراحت . (منتهی الارب ).