اثرم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اثرم . [ اَ رَ ] (ع ص ) آنکه دندانش از بن برافتاده است . ◄ آنکه دندان پیشین و رباعیه ٔ وی افتاده است، یا خاص است به افتادن دندان پیشین . (منتهی الارب ). دندان پیشین شکسته . (تاج المصادر). دندان بیفتاده . شکسته دندان . (زوزنی ). مؤنث : ثَرْماء. ◄ (اصطلاح عروض ) اجتماع قبض و خرم یا فعول ُ خرم شود و عول ُ بماند. چون فَعْل ُ از فعولن بواسطه ٔ قبض و ثلم خیزد، اثرم خوانند. (المعجم فی معاییر اشعارالعجم ). ◄ اثرمان ؛ شب و روز. (منتهی الارب ). ملوان .
اثرم . [ اَرَ ] (ع ص ) نسبتی است . رجوع به انساب سمعانی شود.
اثرم . [ اَ رَ ] (اِخ ) احمدبن محمدبن هانی مکنی به ابوبکر از مردم اسکاف بنی جنید، از اصحاب احمدبن حنبل . و از اوست : کتاب السنن فی الفقه علی مذاهب احمد و شواهده من الحدیث . کتاب التاریخ . کتاب العلل . کتاب الناسخ و المنسوخ در حدیث . (ابن الندیم ).