اثری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اثری . [ اَ ث َ ری ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به اثر. (منتهی الارب ). منسوب است به اثر که بمعنی حدیث و طلب آن و تبعیت از آن میباشد. (سمعانی ). محدّث . اخباری : حسین اثری بن عبدالملک . عبدالکریم اثری بن منصور.
اثری . [ اَ را ] (ع اِ) نامی از نامهای مردان .
اثری . [ اَ را] (ع ص ) مرد بسیارمال . مقابل ثَروی، زن بسیارمال .