واژه جو

اثف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اثف . [ اَ ] (ع مص ) اِثْفاء. دیگ را بر دیگپایه نهادن . دیگپایه کردن دیگ را. (تاج المصادر). بار کردن دیگ . بار گذاشتن دیگ . ◄ پیروی کسی کردن . ◄ راندن و دفع کردن کسی را. ◄ طلب کردن . ◄ از پی فراهم شدن . (تاج المصادر بیهقی ).

اثف . [ اَ ث ِ ] (ع ص ) پیرو. ◄ ثابت .

معنی اثف | واژه جو