اجاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اجاق .[ اُ ] (ترکی، اِ) اجاغ . دیگدان . دیگ پایه . آتشدان . ◄ دودمان . خاندان . آل . دوده : با اُجاق شاه مردان هرکه خصمی میکند خانه اش را روشنی از خانه روشن کردنست . واله هروی . ◄ دهانه ٔ مبرز. نشیمن مستراح . ◄ چهارپایه ای چوبین که ناوه ٔ گِل کشان را بر آن نهند برای پر کردن گل . ◄ (ص ) صاحب کرامات و کشف : فلان اجاق است . ♦ اجاق الکلی ؛ آلتی طبخ را که با الکل سوزد. ♦ اجاق فرنگی ؛ قسمی منقل آهنین با سوراخها در اطراف دیواره که بر آن طبخ کنند. ♦ اجاق نفطی ؛ آلتی طبخ را که با نفط سوزد.