اجباری/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ) [ ع - فا. ] (ص نسب.) خدمت نظام وظیفه، سربازی.مترادفها و واژههای مرتبطاضطراری، الزامی، جبری، زورکی، زوری، قسری، قهریاجباراً، جبراً، قهراً ≠ اختیاریواژه قبلی: اجباراًواژه بعدی: اجتباء