اجبار
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
اضطرار، اکراه، ضرورت، ناچاری، ناعلاجی، جبر، فقدان انتخاب اعمال نظر، اعمالنفوذ، تحمیل، الزام، تلقین، حق وتو قانون طبیعت، بلایای طبیعی، فورسماژور [مایه هلاک] اجبار اخلاقی، آمپاس، وظیفه اخاذی، تهدید اجبار منفی، بازداشت تحریم، مجازات، سختگیری آیات آسمانی آش کشک خاله ظلم، ستم، زور، بیعدالتی، غصب