اجتماع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانهنجمن، همبودگاه، همایش، هازمان، مردمان، مردم، گرد آمدن، انجمن، انبوهمترادفها و واژههای مرتبطجامعهازدحام، تجمع، گردهماییدسته، گروهواژه قبلی: اجباریواژه بعدی: اجتماع کردن