اجتهار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اجتهار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بسیار شمردن : اجتهر الجیش ؛ بسیار شمرد لشکر را. (منتهی الارب ). ◄ دیدن بی پرده کسی را و دیداری یافتن او را: اجتهر الرجل . (منتهی الارب ). ◄ پاک کردن، چنانکه چاه را: اجتهر البئر؛ پاک کرد چاه را یا کشید همه ٔ آب آن را. (منتهی الارب ). ◄ بزرگ داشتن چیزی درچشم . (تاج المصادر). بزرگ آمدن حال کسی . (زوزنی ).