اجزاز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اجزاز. [ اِ ] (ع مص ) خشک گردیدن و رسیده شدن خرما و جز آن . ◄ اجزازالنخل ؛ بوقت درو رسیدن خرمابن، کذا اجزازالزرع . (منتهی الارب ). بدرو آمدن کشت .(زوزنی ). کشت را درویدن فرمودن . ◄ دادن پشم گوسفند کسی را. (منتهی الارب ). ◄ خداوند گوسپندان فریزکردنی شدن . ◄ خداوند کشت دروده گشتن . (منتهی الارب ). ◄ به برینش آمدن پشم . (زوزنی ). ببریدن پشم . بحدّ بریدن آمدن پشم .