اجعال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اجعال . [ اِ ] (ع مص ) مزد دادن . جُعل دادن . (منتهی الارب ). رشوه و پایمزد دادن . ◄ فرودآوردن دیگ را از دیگپایه بدستمال . (منتهی الارب ). دیگ به رگوی از دیگدان فروگرفتن . (تاج المصادر): اجعل القدر. ◄ گشن خواه شدن ماده . (منتهی الارب ). نَر جُستن . بگشن آمدن . (تاج المصادر): اجعلت الکلبة؛ گشن خواه شد سگ ماده . ◄ گوگال ناک گردیدن آب . (منتهی الارب ): اجعل الماء.
اجعال . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ جُعَل .