واژه‌جو

اجلاد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اجلاد. [ اَ ] (ع ص، اِ) ج ِ جَلد و جِلْد و جَلید. ♦ اجلادُالانسان ؛ تن مردم و کالبد وی . ج، اَجالد.

اجلاد. [ اِ ] (ع مص )مضطر گردانیدن . (منتهی الارب ). ◄ پَشَک زده شدن زمین و جز آن . ◄ جلید رسیدن بقوم .

معنی اجلاد | واژه‌جو