اجلح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اجلح . [ اَ ل َ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن حجیَّة، مکنّی به ابوحُجیَّة. محدّث است . و رجوع به ابوحُجیَّة ... شود.
اجلح . [ اَ ل َ ] (ع ص ) مردی که پیش سر او کم موی باشد. (منتهی الارب ). آنکه مویش از هر دو سوی سر رفته بود. آن که موی از دو سوی پیشانی او بشده باشد. (تاج المصادر). ◄ هودج پست . ◄ سقف که بر اطرافش دیوار نباشد. (منتهی الارب ). (معنی اخیر در تاج العروس یافته نشد) .