واژه جو

احاز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

احاز. [ ] (اِخ )(مالک ) پسر یوثام پادشاه یازدهمین یهودا بود که در ٢٠ سالگی و یا ٢٥ سالگی بتخت جلوس و از سال ٧٤١ تا ٧٢٥ ق . م . سلطنت کرد و در پرستش اصنام و نکوهش خدا معروف و بسیاری از نبوتهای اشعیا درباره ٔ او گفته شده .او فرزندان خود را برای بُتها از آتش گذرانید و بُتهای سُریانی را به اورشلیم داخل کرد و وضع هیکل را بر وفق وضع سریانیان تغییر داد. (قاموس کتاب مقدس ).

معنی احاز | واژه جو