احاطه کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
حلقه زدن [به دور چیزی]، دور چیزی خط کشیدن، دیوار کشیدن (به دور)، حلقه کردن، محصور کردن، محاط کردن، محیط کردن، محدود کردن، حصار کشیدن، حصار بستن، حدرا مشخص کردن، قاب کردن، چارچوب را مشخص کردن، محاصره کردن، درمیان گرفتن، دربر گرفتن بازداشت کردن، زندانی کردن